على اصغر شميم

403

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

گر به يك موى ترك شيرازى * بدهد پادشه به من شيراز گويم اى پادشاه گرچه بود * شهر شيراز شهر بىانباز ترك شيراز كافى است مرا * شهر شيراز خويش بستان باز « 3 » . مجموعه‌اى از هفت نمايشنامه كه اصل آن‌ها تصنيف ميرزا فتحعلى دربندى و به زبان تركى آذربايجانى بوده و به فارسى ترجمه شده در سال 1291 هجرى قمرى در تهران چاپ سنگى شده و داراى مقدمه‌اى است در فوايد هنر نمايشى به قلم ميرزا قراجعه‌داغى . نمايش‌نامه‌هايى نيز به قلم ميرزا ملكم خان وزيرمختار ايران در لندن ، انتشار يافته كه عبارت است از : سرگذشت اشرف خان حاكم عربستان در ايام توقف او در تهران ( سال 1232 هجرى قمرى ) و طريقه‌ى حكومت زمان خان بروجردى در سال 1236 قمرى و حكايت كربلا رفتن شاهقلى ميرزا و سرگذشت ايام توقف چند روزه در باختران نزد شاه مراد ميرزا حاكم آنجا . چون هدف اساسى مصنفين نمايشنامه‌ى خرده‌گيرى بر وضع سياسى و ادارى كشور و انتقاد از رژيم استبدادى آن عصر بوده ، به نكات و دقايق اصلى فن نمايشنامه‌نويسى توجه نكرده‌اند و تقريبا هيچ‌يك از نمايشنامه‌هاى مزبور در ايران به مورد اجرا گذاشته نشده است . موسيقى استاد هنرمند روح اللّه خالقى در كتاب « سرگذشت موسيقى ايران » درباره‌ى ارزش موسيقى دوره‌ى قاجاريه چنين مىنويسد : « آنچه مسلم است موسيقى ما تا اواسط قرن نهم هجرى جنبه‌ى علمى داشته است ، چنان‌كه كتاب‌هايى تا آن زمان در دست ما مىباشد ؛ مانند نوشته‌هاى فارابى ، ابن سينا ، صفى الدين ارموى ، قطب الدين شيرازى و عبد القادر مراغه‌اى ، ولى از آن به بعد نه‌تنها كتابى در موسيقى نظرى نوشته نشده ، از لحاظ عملى هم به واسطه‌ى مساعد نبودن اوضاع اجتماعى و موانع مذهبى ، تشويقى از اهل اين هنر به عمل نيامده و به تدريج هنرمندان واقعى دلسرد و افسرده شده و كمتر كسى به فراگرفتن اين فن رغبت يافته است . در نتيجه موسيقى ما به دست مردم بىسواد نادان افتاده كه از آن استفاده مطربى كرده‌اند ، هرچند گاه به گاه كسانى پديد آمده‌اند كه علاقه‌اى به اين هنر داشته‌اند ولى تا آنجا كه تاريخ نشان مىدهد ، مخصوصا از آغاز صفويه كه توجه سلاطين بيشتر معطوف به تحكيم پايه‌هاى استقلال ايران بوده است و از مبانى مذهبى براى انجام نيات خود استفاده كرده‌اند و در اسلام هم موسيقى را درخور مقامى نمىدانستند ،

--> ( 2 و 3 ) - « تاريخادبيات ايران » ، تأليف ادوارد براون ، ترجمه رشيد ياسمى ، چاپ دوم ، 1329 شمسى .